خرید بک لینک
از هجومِ حرفهای خلقِ نادان خستهام از دلِ خونینِ و احوالِ پریشان خستهام حبس گشتم در درونِ پیکرِ رنجورِ خویش همچو مظلومی که میترسد ز عصیان خستهام خانه یک روزی پناهِ خستگی ها بوده است حال از این خانه که گردیده زندان خستهام خوب بودن حاصلش درد و پشیمانی شده از جفایِ یار و جورِ نارفیقان خستهام مثلِ حالِ کودکانِ کار بس آزردهام از دویدنهای زجر آور پیِ نان خستهام همچو آن بی خانمانِ گور خواب و بی پناه دیگر از سرمایِ سختِ این زمستان خستهام مثلِ اهوازی که زیرِ سیل مدفون گشته است از صدای رَعد و از آغازِ باران خستهام کولبَر یا کوهکَن باشد چه فرقی میکند همچو فرهادِ اسیرِ برف و بوران خستهام #کرامت_غــــــــــریبی

برچسب: نویسنده: رضا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1400 ساعت: 23:47

از هجومِ حرفهای خلقِ نادان خستهام از دلِ خونینِ و احوالِ پریشان خستهام حبس گشتم در درونِ پیکرِ رنجورِ خویش همچو مظلومی که میترسد ز عصیان خستهام خانه یک روزی پناهِ خستگی ها بوده است حال از این خانه که گردیده زندان خستهام خوب بودن حاصلش درد و پشیمانی شده از جفایِ یار و جورِ نارفیقان خستهام مثلِ حالِ کودکانِ کار بس آزردهام از دویدنهای زجر آور پیِ نان خستهام همچو آن بی خانمانِ گور خواب و بی پناه دیگر از سرمایِ سختِ این زمستان خستهام مثلِ اهوازی که زیرِ سیل مدفون گشته است از صدای رَعد و از آغازِ باران خستهام کولبَر یا کوهکَن باشد چه فرقی میکند همچو فرهادِ اسیرِ برف و بوران خستهام #کرامت_غــــــــــریبی

برچسب: نویسنده: رضا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1400 ساعت: 23:47

خُرم آن دَم که در آغوشِ تو آرام بگیرم انتقامِ همهی عمـــــر از ایام بگیرم قَدَحی از مَیِ نوشینِ لبت پیش گذاری پیک را وانهم و بر لبِ خود جام بگیرم تاب گیسوی تو را شعر کنم بعد از این از شِکَرخندهات اندر غزل الهام بگیرم اگر از ذوقِ سرودن دلِ من گشت تهی من ز شاهبیتِ نگاهِ تو بسی وام بگیرم کاش این شعر به وجد آورد احساسِ تو را تا که یک بوسه ز لبهای تو انعام بگیرم مرغ عشقم همه دم شوق پریدن دارد شود آسوده اگر لانه بر آن بام بگیرم مهربان باش که یک روز شبیهِ این شعر چون سر آغاز همانگونه سرانجام بگیرم! #کرامت_غــــــــــریبی

برچسب: نویسنده: رضا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1400 ساعت: 23:47

صفحه بندی